معرفی وکلای باسابقه گیلان؛ این هفته: بهمن حیدری نژاد / نصایح یک استاد

" بعضی آدم ها را نمی شود داشت، فقط می شود یک جور خاصی دوستشان داشت، بعضی آدم ها اصلاً برای این نیستند که برای تو باشند یا تو برای آنها. اصلاً به آخرش فکر نمیکنی، آنان برای این اند که دوستشان بداری! آن هم نه دوست داشتن معمولی، نه حتّی عشق، یک جور خاصی دوست داشتن که اصلاً هم کم نیست، این آدم ها حتی وقتی هم که دیگر نیستند هم در کنج دلت تا ابد یک جور خاصی دوست داشته خواهند شد."

اینها عباراتی است که یک وکیل باتجربه، علیرغم اینکه سن و سالی از وی گذشته اما همچنان در فراق یار، با سوزی خاص از استاد بزرگ وکالت مرحوم بهمن کشاورز یاد می کند. این عبارات نشان می دهد این ادب و نزاکت هست که احترام و عزت می آورد؛ آری صحبت از استاد بهمن حیدری نژاد است که سالها رییس ادوار مختلف کانون وکلای دادگستری استان گیلان بوده است.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی کانون وکلای دادگستری گیلان، بهمن حیدری نژاد در زمره شصت وکیلی هست که سال 1378 کانون وکلای دادگستری گیلان را پایه گذاری کردند، و در دوره اول در هیات مدیره کانون به عنوان نایب رییس انتخاب شد؛ اما پس از آن هر وقت در انتخابات حضور می یافت، نه تنها عضویت هیات مدیره را بدست می آورد، بلکه بخاطر تجربه و دانش بالا، اعضای هیات مدیره نیز به وی اعتماد کرده و ریاست کانون وکلای دادگستری گیلان را به وی می سپردند. در تاریخچه کانون اینگونه امده است که بهمن حیدری نژاد در دوره اول نایب رییس بوده و در دوره های دوم و چهارم و هشتم و نهم به عنوان رییس هیات مدیره کانون وکلای دادگستری گیلان بوده است.

با وی به گفتگو نشسته ایم تا اندکی از بیشمار تجربیاتش به کارآموزان نو وکالت انتقال یابد. بهمن حیدری نژاد صحبت های خود را اینگونه آغاز می کند: سال 1357 دوره کارآموزی وکالت به اتمام رسید و پس از اختبار در تیرماه 1358 پروانه وکالت پایه یک را از کانون مرکز دریافت نمودم. بنا به جهاتی که ذکر آن از حوصله این مقال خارج است، در شهریور 1358 پروانه وکالت را موقتاً تسلیم کانون نمودم و در دی ماه یکهزار و سیصد شصت و شش با تقدیم تقاضا به کانون مرکز، پروانه وکالت را مسترد و شروع به کار وکالت کردم. اما اینکه چرا کار وکالت را انتخاب کردم؛ باید بگویم که بعد از اخذ دیپلم ادبی از دبیرستان دهخدای کرج، در کنکور سراسری شرکت و در رشته الهیات دانشگاه تهران پذیرفته شدم. از انجائیکه خواسته و علاقه من، رشته حقوق بود سال 1349 مجدداً در کنکور سراسری شرکت و در رشته حقوق قضایی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران پذیرفته شدم و در خرداد ماه 1353 فارغ التحصیل شدم با اینکه بسیاری از اقارب اصرار داشتند که وارد دادگستری شوم یعنی شغل  قضاوت را انتخاب کنم، چون شخصاً به کار وکالت علاقمند بودم، وارد شغل وکالت شدم.

استاد به اوّلین پرونده ای که گرفت نیز اشاره ای کرد و گفت: اولین پرونده من، مطالبه وجه چند فقره چک به مبلغ حدود سی میلیون ريال بود که رأی به نفع موکل صادر و قطعی شد، بعد از صدور اجرائیه موکل ملکی از محکوم علیه تعرفه نمود که توقیف شد ولی قبل از مزایده، محکوم علیه، کل محکوم به را به حساب دادگستری واریز و پرونده مختومه شد.

اما وی در واکنش به این سئوال که مهمترین پرونده ای که وکالت کردید چه بود؟ پاسخ جالبی داد؛ حیدری نژاد گفت: به نظر من تمام پرونده هایی که وکیل اعلام یا قبول وکالت می کند مهّم است، مرحوم دکتر جواد واحدی که استاد معروف آئین دادرسی مدنی دانشکده حقوق دانشگاه تهران بود، توصیه میکرد، اگر در آینده شغل وکالت را انتخاب کردید، بخاطر داشته باشید که هیچ پرونده یا دعوایی را ساده تلقی نکنید و تأکید داشت ساده ترین دعوی، پیچیده ترین است، لذا تمامی ادّله را با دقت بررسی و با تسلّط کامل به دعوی و اسناد و مدارک و حواشی مربوطه وارد دادگاه شوید. تا بتوانید بدرستی از حق موکل دفاع کنید. النهایه یکی از مهمترین پرونده های کیفری من قبول وکالت از چند نفر در رابطه با گشایش اعتبار ارزی بود که کیفر خواست صادره علیه موکلین بود ولی در دادگاه موکلین تبرئه شدند، پرونده پردردسر حقوقی من دعوی خلع ید یک ملک بود که بعد از 15 سال حکم قطعی صادر و اجرا شد.

جذاب ترین بخش این مصاحبه، نصایحی است که استاد حیدری نژاد به وکلای جوان داشته است، یقینا پند و اندرز وکیل باتجربه ای که آنچنان از استاد بزرگ وکالت، بهمن کشاورز، یاد می کند، شنیدنی و خواندنی و بکار بستنی است، وی ابتدا فروتنانه می گوید: من خود را در جایگاهی نمی دانم که بخواهم وکلای جوان را نصیحت کنم. امّا با توجه به تجاربی که در این مدت 32 سال وکالت بدست آورده ام بر این باورم که:

  • سواد در کار وکالت حرف اوّل را می زند، وکیل باسواد به خوبی می تواند نظر حقوقی خود را با استدلال به قاضی پرونده تحمیل کند، لذا وکلای محترم جوان در 24 ساعت باید ساعاتی را به مطالعه قانون، کتب و مقالات حقوقی، نظرات مشورتی اداره حقوقی، آراء وحدت روّیه هیأت عمومی دیوانعالی کشور بپردازد.
  • متأسفانه تعداد وکلای استان ها، از جمله استان گیلان بیش از ظرفیت واقعی است، «با لحاظ وکلای ماده 187» وضع اقتصادی مردم هم خوب نیست به همین دلیل مراجعه مردم به وکیل در حد قابل قبولی نیست، این مسئله سبب شده تا بسیاری از وکلای جوان در امرار معاش با مشکل مواجه شوند، علیرغم علم به این مسایل، انتظار از وکلای محترم خصوصاً جوانان این است که شأن وکالت را پاس بدارند وعملکردی نداشته باشند که خود و صنف شان زیر سؤال برود.
  • به دفعات شنیده شده که بعضی وکلا حتی به غیر وکیل و مراجعین خود میگویند، وضع خراب است در آمدی نداریم یا درآمدمان کفاف هزینه ها را نمی دهد. این حرف، خودشکنی یا خودشکستن است، مگر با این حرف ها کسی بلاعوض وجهی به ما پرداخت میکند؟ به قول بزرگان وکالت، وکیل اگر در بدترین وضع مادی قرار داشته باشد، نباید طوری رفتار کند که مراجعینش فکر کنند مشکل معیشت دارد، در نتیجه می توانند با حداقل مزد از وی استفاده کنند یا بگویند اگر وکیل متعهد و باسوادی بود به چنین روزی نمی افتاد.
  • مراجعین وکیل از اقشار مختلف هستند، روستایی، شهری، باسواد، بی سواد، استاد دانشگاه، پزشک، دبیر، مدیر و ... وکیل دادگستری وظیفه دارد به همه ی مراجعین خود احترام بگذارد و حرفهای شان را با صبوری و حوصله گوش دهد، سپس اسناد را مطالعه و اظهارنظر حقوقی خود را بیان نماید. هرگز بخاطر حق الوکاله نباید به موکل امید واهی داد، هرگز نباید به موکل تعهد به نتیجه داد عدم رعایت این نوع مسایل، اوّل خود وکیل و بعد همکارانش را نزد مردم تخریب میکند. به یاد داشته باشیم که مراجعه مردم به هر یک از ما، یک نعمت است چون او از میان این همه وکیل به شما اعتماد و اطمینان کرده و به دفتر شما آمده است تا حق اش را از متجاوز و ناقض قانون اخذ نمائید، این احترام و اعتماد را باید پاس داشت و برای آن ارزش قائل شد.
  • اگر کسی بخواهد یک وکیل دادگستری واقعی باشد، صرفنظر از اینکه باید دارای شمّ وکالتی باشد، باید مدیر، شجاع، نترس، و صاحب اطلاعات حقوقی روز و پیگیر کارش باشد. بسیاری از موکلین از اینکه وکیل شان، پاسخ تماس تلفنی شان را نمی دهند، گله مند هستند. به نظر من این حرکت از سوی هر وکیلی صورت گیرد، نادرست است. مرحوم استاد بهمن کشاورز میفرمود، وکیل حق ندارد پاسخ تماس موکل را ندهد، اگر وکیل به دلایلی نتوانست جواب تلفن موکل را بدهد، باید بعد از اتمام کار دفتر با موکل خود تماس و ضمن عذرخواهی از تأخیر در پاسخ، حرف موکل را گوش سپس پاسخ دهد.

 

در رابطه با این سؤال شما مطلب زیاد است و می توان کتاب نوشت قطعاً وکلای محترم جوان متوجه اهمیت موضوع و کار وکالت هستند. در پایان به همکاران محترم جوان توصیه میکنم نوشته های بزرگان وکالت مخصوصاً کتب مرحوم استاد بهمن کشاورز را مطالعه کنند تا اهمیت کار وکالت را بهتر درک و پیاده نمایند.

استاد حیدری نژاد در پایان باز هم با یادی از استاد به نام وکالت مرحوم کشاورز، گفتگو را به پایان می برد؛ او گفت: مرحوم کشاورز درباره حرفه وکالت، معتقد بود؛ " اگر قرار باشد وکیلی در مقابل جهت گیری افکار عمومی تسلیم شود و بترسد بهتر است وکیل نشود امّا بارها این مسئله برای من اتفاق افتاده و به همکارانم هم میگویم در یک مورد حتماً باید از پذیرش دعوی خودداری کنید و آن زمانی است که نسبت به آن مورد با شخص متهم یا کاری که انجام داده است موضعی منفی داشته باشید یا موضع گیری شخصی پیدا کرده و از قبل قضاوت کرده اید مثلاً گفته اید، عجب کلاهبرداری ای کرده است. "