زندگی نامه استاد کشاورز به نقل از بهمن حیدری نژاد رئیس ادوار مختلف کانون وکلای دادگستری گیلان

بهمن حیدری نژاد رئیس ادوار مختلف کانون وکلای دادگستری گیلان که در مراسم نکوداشت استاد بهمن کشاورز در رشت حضور داشت، در سخنانی ضمن برشمردن خصایل اخلاقی نیکوی استاد، به زندگینامه وی نیز اشاره کرد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی کانون وکلای دادگستری استان گیلان حیدری نژاد گفت: استاد بهمن کشاورز متولد 1323 و نوه محمد وکیل التجار یزدی است که در دوره های اوّل و دوم مجلس شورای ملی نماینده مردم رشت بود. عموی مرحوم استاد بهمن کشاورز، فریدون کشاورز از موسسین و سران حزب توده ایران و تبعیدی بود، فریدون کشاورز در سال 1385 در سوئیس درگذشت. از عموی مرحوم استاد کتابی در نقد عملکرد حزب توده به نام «من متهم می کنم کمیته مرکزی حزب توده ایران را» بجای مانده است. او در سال 1322 به نمایندگی مردم بندرانزلی در دوره چهاردهم مجلس شورای ملی انتخاب شد و در کنگره اول حزب توده ایران به عضویت کمیته مرکزی و هیأت اجرائیه درآمد. همچنین در سال 1325 حدود دو ماه و اندی در کابینه احمد قوام، وزیر فرهنگ شد، در سال 1327 و بعد از سوء قصدی که به محمدرضا پهلوی شد، چون کمیته مرکزی حزب توده به دست داشتن در این سوء قصد متهم بود، مخفی شد. سپس در سال 1328 با رضا رادمنش به دستور هیأت اجرایی حزب توده به شوروی مهاجرت کرد. همسر عموی مرحوم بهمن کشاورز به نام خدیجه کشاورز هم، حقوقدان بود. او نخستین زن ایرانی بود که موفق به اخذ پروانه وکالت شد. مرحوم بهمن کشاورز در جایی گفته است:« برخی از همکاران وکیل در زمان اخذ پروانه وکالت او را همراهی نکرده و بر ایشان قابل قبول نبود، که یک زن وکیل دادگستری شود. فریدون منو شوهر خاله مرحوم استاد کشاورز هم از وکلای معروف زمان خود بود که بعدها استاد دوره کارآموزی وکالت خود را به سرپرستی آقای منو سپری کرد. پدر مرحوم بهمن کشاورز، به نام کریم کشاورز سال 1332 به جزیره خارک تبعید شد، کریم در دوره تبعید موفق به نگارش خاطرات روزانه خود در کتابی تحت عنوان«14 ماه در خارک» شد. کریم کشاورز نویسنده و مترجم بود و آثاری چند از وی بجا مانده است او در سال 1345 برنده جایزه بهترین کتاب سال شد.

بهمن حیدری نژاد ادامه داد: مرحوم کشاورز دلیل انتخاب شغل وکالت دادگستری را چنین گفته است؛ "یکی از عواملی که در این انتخاب تأثیرگذار بود، کتابی بود به نام جنایاتی که امریکا را تکان داد این کتاب مجموعه پرونده های یک وکیل نیویورکی بود، مطالعه این کتاب تأثیر شگرفی بر من گذاشت بعد از آن تصمیم گرفتم تا وارد حرفه وکالت شوم. او درباره حرفه وکالت هم، گفته است؛ اگر قرار باشد وکیلی در مقابل جهت گیری افکار عمومی تسلیم شود و بترسد بهتر است وکیل نشود امّا بارها این مسئله برای من اتفاق افتاده و به همکارانم هم میگویم در یک مورد حتماً باید از پذیرش دعوی خودداری کنید و آن زمانی است که نسبت به آن مورد با شخص متهم یا کاری که انجام داده است موضعی منفی داشته باشید یا موضع گیری شخصی پیدا کرده و از قبل قضاوت کرده اید مثلاً گفته اید، عجب کلاهبرداری ای کرده است. "

حیدری نژاد در ادامه خاطراتی که از استاد کشاورز نقل می کند، اظهار داشت: روزی از مرحوم کشاورز سوالی می شود آیا در شغلت هرگز به استیصال رسیده ای؟ پاسخ میدهد آری، خیلی از موارد، مخصوصاً در یک مورد که بشدّت مستأصل شدم ماجرای پرونده دوستم عبدالفتاح سلطانی بود تقاضای ملاقات هایی کردم و به زحمت وقت گرفتم و رفتم و مذاکراتی انجام دادم و البته هیچکدام از اقداماتم به نتیجه نرسید. در نامه ای انجام تمام اقداماتم را برای کانون مرکز اعلام کرده ام و در آنجا دقیقاً لغت استیصال را به کار برده ام. یک بار هم یکی از همکاران ادیب ما جناب آقای حسین رسول زاده میگوید من دو کتابم را بعد از چاپ برای استاد فرستادم . ایشان بعد از دریافت هر کتاب دو هفته نشده بود که نظر خود را در مورد هر دو کتاب اعلام کرد، مطالعه نوشته های وی در مورد هر دو کتاب، دلالت داشت که با دقت مطالعه کرده و با تسلّطی که داشت اظهارنظر کرده است، علیرغم مشغله زیاد، موضوعی را از یاد نمی برد. وقتی با شماره اش تماس میگرفتی و فرصت یا موقعیت پاسخ را در آن لحظه نداشت بدون تردید در اولین فرصت تماس میگرفت و به هر پرسش در حد مقدورات پاسخ میداد.

وی به مشهورترین پرونده وکالتی استاد کشاورز یعنی پرونده آقای کرباسچی شهردار اسبق تهران اشاره کرد و گفت: مرحوم استاد در مورد این پرونده گفته بود؛ پرونده آقای کرباسچی واقعاً بزرگ ترین پرونده ام بود بعد از آن و به اعتبار آن پرونده، موارد متعددی به من ارجاع شد که با همان قاعده ای که بیان کردم چون هنگام و وقوع اش ذهنیت پیدا کرده و حتی بعضاً اظهارنظر کرده بودم یا در مواردی مقاله نوشته بودم از قبول پرونده امتناع کردم و از مراجعین عذرخواهی میکردم. آقای کرباسچی هم در مورد دادگاهش گفته ای دارد که به نظر شنیدنی است: «وکالت کشاورز طبق روال خود و در ازای حق الوکاله انجام شد، با این وجود احساس میکردم هیچ وقت در جهت دفاع از موکل حاضر به بیان یک امر خلاف عقیده یا خلاف واقع یا ضوابط حقوقی نبود. بلکه مسایل را خیلی دقیق مطرح و بررسی میکرد. می توانم ادعّا کنم، ایشان در جریان دادرسی پرونده ام بعضی اوقات مطالبی را بصورت دقیق تر، روشن تر بیان میکرد که در ظاهر بضرر موکل و در جهت تایید دادگاه بود، طبیعتاً منهم به ایشان اعتماد داشتم. آن دادگاه دادگاهی بود که یکطرفش یک شخص و طرف دیگرش یک نهاد عمومی بود. واقعاً مرحوم کشاورز موضوعات را خیلی دقیق رسیدگی میکرد توقع ما هم از ایشان این بود که رسیدگی ای واقع گرایانه داشته باشد و از موکل جانب داری نکند بعد از آن دادگاه، بسیاری از وکلا تاکنون نسخه های مکتوب یا نوارهای دادگاه را درخواست کرده اند تا مطالب و استدلال های آقای کشاورز را بعنوان یک منبع بررسی کنند. کشاورز شخصیت مرجعی بود در مسایل مربوطه به حقوق عمومی و قضایی که در این سال ها در رسانه ها مطرح میکرد بسیار دقیق و منضبط بود. با وجودیکه جهت گیری سیاسی اش روشن بود، امّا حرفش برای همه حجّت بود و سعی میکرد از شاقول عدالت خارج نشود.

رئیس ادوار مختلف کانون وکلای دادگستری گیلان با اشاره به نگارش کتب متعدد از سوی وکیل کشاورز تصریح کرد: دیگر هنر بی نظیر کشاورز که وکلای دادگستری از آن بهره ها برده اند همانا نگارش کتب مختلف حقوقی و دفاعیات شفاهی وکیل در دادگاه است. تاکنون وکیلی نتوانسته چنین گویا و واقع گرایانه تجارب وکالتی خود را بنویسد. توصیه های ایشان در نحوه برخورد با همکاران وکیل در محاکم نیز طرف دعوی و موکل، و رعایت ادب و احترام نسبت به مراجعین از هر صنف و طبقه که باشند واقعاً ستودنی است. حضور بی نظیر مردم از هر صنف و طبقه در مراسم مرحوم استاد بهمن کشاورز بسیارانی را به فکر فرو برد که این مرد چکار کرد چنین محبوب شد و عدّه ای را هم  تکان داد که در کار وکالت روش خود را در جهت منافع مردم و حق دفاعِ درست باید تغییر دهند.

حیدری نژاد در پایان  با خواندن چند سطری از جین وبستر در کتاب بابا لنگ دراز گفت: در این کتاب آمده است " بعضی آدم ها را نمی شود داشت، فقط می شود یک جور خاصی دوستشان داشت، بعضی آدم ها اصلاً برای این نیستند که برای تو باشند یا تو برای آنها. اصلاً به آخرش فکر نمیکنی، آنان برای این اند که دوستشان بداری! آن هم نه دوست داشتن معمولی، نه حتّی عشق، یک جور خاصی دوست داشتن که اصلاً هم کم نیست، این آدم ها حتی وقتی هم که دیگر نیستند هم در کنج دلت تا ابد یک جور خاصی دوست داشته خواهند شد." مرحوم کشاورز هم از آن جمله افرادی است که همه ی ما تا ابد یک جور خاصی دوستش خواهیم داشت. روحش شاد و یادش گرامی